X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آینده از آن کیست؟

   

 

                           

اینجا کارخانه ذوب مس خاتون آباد است جایی که روزانه چند ده راس گوسفند به چاله های  انهدام  ریخته می شود ٬جایی که هنوز پول گوسفند های تلف شده دامداران را از سال ۸۷ پرداخت نکرده است. جایی که سالهاست نقل هر مجلس و گفتگویی است بارها و بارها مردم و مسئولین در مورد آن صحبت و گفتگو کرده اند و درباره آلودگی محیط زیستی آن انواع و اقسام صحبتها شنیده شده است. اما هنوز که هنوز است هیچ راه حلی برای این معضل بزرگ اندیشیده نشده است. زندگی اکثر دامداران منطقه شهربابک فلج شده است و از بین رفته است، خشکسالی از یکطرف و آلودگی کارخانه هم از طرف دیگر شده قوز بالای قوز.

اگر سری به بیابانهای اطراف شهر بزنید خواهید دید  که حتی هیچ جانور و خزنده ای دیگر روی زمین نیست. همه آنها از قبیل مار و موش و عقرب و عنکبوت از بین رفته اند. زمانی که آلودگی کارخانه اینگونه بر روی زندگی جانوران تاثیر گذاشته ، آیا بروی زندگی انسانها تاثیر نخواهد گذاشت؟ آیا نسلی که متولد می شوند از لحاظ جسمی و روحی سالم خواهند ماند؟ آیا فرزندان ما و خودمان دیگر  می توانیم اکسیژن تنفس کنیم؟ البته که اینها سوالاتی است که هیچ کس پاسخ آنها را نمی داند و یا نمی خواهد جواب دهد.

با اهالی و دامداران نزدیک کارخانه که صحبت می کردم نگرانی های زیادی در صحبتهایشان بود. وقتی از آنها پرسیدم که مدتی است که روزها ظاهرا میزان دود خروجی کارخانه کم شده است ٬ همه آنها بر این عقیده بودند که میزان کارکرد کارخانه در روز کمتر شده ولی به محض اینکه هوا تاریک می شود تا اوایل صبح میزان دود خروجی چندین برابر می شود. و این یعنی بازی کردن با مردم. این یعنی کلاه گذاشتن سر مردم. این یعنی پشیزی ارزش قائل نشدن  برای انسانهای ساده دل و بی آلایشی که صادقانه و با حداقل درآمد زندگی می کنند.

 امیدوارم که  اگر قرار است خدای ناکرده برای کسی از بابت این موضوع اتفاقی بیافتد اولین کسان همانهایی باشند که بانیان این بلای خانمان سوز هستند ، فرزندان همانهایی باشند که می توانند ، اما کاری از پیش نمی برند ، همانهایی باشند  که میدانند اما سکوت می کنند ، همانهایی باشند که می شنوند اما خود را به کری زده اند. به هر حال امید واریم که همه کرها و لالها و ناتوانها همه شنوا و توانا شوند  و همه دست به دست هم دهند تا این معضل بزرگ رفع شود.