X
تبلیغات
شیکسون
باران

photo by Hossein Allahdini
نخستین باران پاییزی دیروز و بامداد امروز حال و هوایی دیگر به شهربابک و مناطق اطرافش داد. آسمان حصاروئیه نیز از دیروز تمام ابری و همراه با بارش باران بود. این روزها که اکثر نقاط کشور شاهد ریزش نزولات آسمانی هستند، شهرستان شهربابک هم ازین رحمت الهی بی نصیب نمانده است. اوج بارش بارن امروز صبح، از ساعت 3 بامداد تا 9 صبح بود. حالا همین چند ساعت بارش، موجی از شادی و امید را در دل کشاورزان و دامداران بوجود آورده تا با امید به آینده و ادامه نزولات آسمانی شاهد بهاری سبز و سالی پر آب باشند.

به امید روزهای برفی و بارانی
حصاروئیه در هفته ای که گذشت

1. هفته گذشته کشاورزان حصاروئیه سرشان شلوغ بود. اکثرا مشغول درو جو و جمع آوری آنها بودند بطوری که آسفالت بیشتر کوچه های روستا با انبوهی از جو های پاییزی فرش شده بود. عده ای هم مشغول کاموا کردن وجدا کردن کاه و دانه از یکدیگر بودند.


2. در روز چهارشنبه گذشته وزش طوفان و گرد خاک  شدید مشکلات زیادی را برای اهالی روستا ایجاد کرد. طوفان شدید همراه با گرد و خاک که از اوایل صبح شروع شد تا پایان روز ادامه داشت. میزان گرد و خاک به قدری زیاد بود که عمق دید به حدود ده متر کاهش یافته بود.


3. پنجشنبه گذشته مصادف بود با اولین سالگرد مرحوم محمد حسین قائینی که به این مناسبت مجلس یادبودی در حسینه برفه برگزار شد و سپس عصر همان روز اهالی روستا و سایر بستگان و آشنایان بر سر مزار این مرحوم در روستای حصاروئیه گرد هم آمدند و برای شادی روح آن عزیز از دست رفته به قرائت فاتحه پرداختند.


4. همچنین اهالی روستای حصاروئیه پنجشنبه شب گذشته یکی از سردترین شب های پاییزی را تا به امروز تجربه کردند به طوری که دمای هوا در مقایسه با شب گذشته اش حدود ده درجه کاهش داشت و این سرما باعث یخ زدگی لوله های آب حیاط خانه های روستا شد. به گفته برخی از ساخوردگان روستا کاهش دما و یخ زدن آب در موقع از سال بسیار به ندرت اتفاق می افتند و خیلی کم نظیر است.

گرگ به گله زد
شب گذشته و در حالی که اکثر اهالی حصاروئیه در خواب بودند،گرگ به گوسفندان آقای حاجی مهدوی حمله می کند و متاسفانه یکی از گوسفندان وی را می درد. با شروع فصل پاییز معمولا شبهای حصاروئیه تا حدودی سرد است که باعث می شود افراد روستا شبها را در درون خانه بخوابند، در حالی که دام های اهالی در فضایی باز نگهداری می شوند. از سویی هم گرسنگی گرگها را مجبور می کند تا به روستا بیایند و غذای خود را تامین کنند. این چندمین باری است که گرگ ها به گوسفندان در ده حمله می کنند و باعث خسارتهای مالی به دامداران می شوند. امیدواریم که اهالی روستا با درست کردن مکانهایی امن و مناسب گوسفندان خود را به چنگال گرگها نسپارند.

نخستین روز دبستان سجاد
 باز آمد بوی ماه مدرسه      بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر، ماه مهربان     بوی خورشید پگاه مدرسه

امروز دبستان سجاد حصاروئیه همچون دیگر دبستان های سراسر ایران پذیرای دانش آموزان حصاروئیه بود. حسین الله دینی امروز به دبستان سجاد رفت  و برایمان از شروع سال تحصیلی جدید در این دبستان گفت.

"هرچند تعداد دانش آموزان این دبستان بسیار اندک است اما همان شور و هیجان شروع سال تحصیلی در مدرسه و در میان بچه ها حاکم بود. زنگ سال تحصیلی جدید تنها با حضور پنج دانش آموز نواخته شد. در سال تحصیلی جدید تنها دو کلاس اولی ،یک کلاس چهارمی و دو نفر هم در پایه پنجم سهم دبستان حصاروئیه است. هر پنج دانش آموز در یک کلاس تحصیل می کنند و خانم محمودی تنها معلم این دبستان است که بچه های هر سه پایه را آموزش می دهد".

حالا دبستان سجاد که زمانی حدود هفتاد تا هشتاد دانش آموز در تمام مقاطع تحصیلی داشت تنها با پنج دانش آموز جزو خلوت ترین دبستان های ایران است.کمبود امکانات و مهاجرت ساکنین روستا به شهربابک و دیگر شهرها از جمله دلایل کاهش جمعیت دانش آموزان روستا می باشد.
ضمن عرض تبریک سال تحصیلی جدید برای این دانش آموزان و معلم گرامی و دلسوزشان آرزوی موفقیت و سربلندی داریم.

     

  
photos by Hosein Allahdini

کنکوری های 93
امسال هم همچون سالهای گذشته جوانان روستای حصاروئیه در دانشگاه ملی سهم داشتند.جوانان افتخار آمیز روستای حصاروئیه هرساله خوش می درخشند و نتایج تلاش و زحمات خود را می گیرند.هرچند قبولی های امسال تا حدودی نسبت به سالهای گذشته کمتر بود اما آنهایی هم که قبول شدند توانستند در رشته های پزشکی و داروسازی راهی دانشگاه شوند. آنهایی هم که قبول نشدند به حداقل ها راضی نبودند. چراکه این جوانان آموخته اند در تحصیل نبایستی به حداقل ها و حد متوسط راضی بود، آنها همواره به دنبال بهترین ها هستند.با آرزوی موفقیت برای همه جوانان ایران زمین و بخصوص جوانان حصاروئیه،امیدواریم که همه آنها در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشند.

قبول شدگان کنکور سراسری93:

1- رامین قائینی فرزند علی             پزشکی زاهدان
2- بهرام پورکریمی فرزند محمدرضا     داروسازی کرمان
3- فهیمه نصرالدینی فرزند اسکندر      حسابداری یزد

اینجا حصاروئیه است

اینجا حصاروئیه

حصاروئیه محبوب قلبها

قلبهایی که به عشق زادگاهشان می تپند

اینجا سرزمین آبا و اجدادی همه آنهایی است که اهل حصاروئیه هستند.

اینجا عشق ، صفا ، صمیمیت و محبت موج می زند.

اینجا سرزمین دستان پینه بسته پیر مردها و پیر زن هایی است که سالها با عشق زحمت کشیده اند،

برای فرزندانشان، برای خانواده شان، برای عزت و بزرگی شان.

اینجا مردمانی مومن ،دوست داشتنی و خونگرم دارد.

اینجا مردمانش همچون کوهش، استوار و پابرجا هستند.

اینجا هفت کوهش هفت نماد دارد،

محبت،صفا، صبر،صمیمیت، گذشت، درستی و سخاوتمندی

اینجا برای  من و برای هر حصاروئیه ای محل آرامش است،

آرامشی که در هر جای دیگری دست نیافتنی است.

اینجا سالهاست که زبانزد عام و خاص است

اینجا شب هایش آسمانی پرستاره دارد،به هر گوشه ای از آسمان که چشم میدوزی، سو سوی ستارگانش چشمهایت را نوازش میدهد، گویی با تو حرف می زنند و برایت رازهایی دارند.

طلوع زیبای خورشید حصاروئیه  با آن پرتوهای طلایی رنگش تورا سحر خیز می کند.

گرمای ظهرش، گرما بخش وجودت می شود.

اما غروب که می شود وزش نسیمی خنک در گندم زارهای حصاروئیه روحت را نوازش می دهد.

بهارش سبز و دل انگیز است و شکوفه های درختانش نوید بخش شوق و امید هستند.

گرمای تابستانش ،گرما و صمیمیت را به ارمغان می آورد.

رنگ پاییزش، هفت رنگ رنگین کمان است.

سرمای زمستانش سخت و استخوان سوز است.

اما در هر فصلش، در گوشه گوشه این روستا تلاش برای زندگی را به وضوح مشاهده می کنی،

آری اینجا تلاش مفهوم زندگی است.

آری اینجا حصاروئیه است.

اینجا هم کمبودهای زیادی دارد.

اینجا آنچنان که بایستی شایسته مردمانش باشد، نیست.

اینجا هنوز ورودی بلوارش سالهاست که نیمه تمام مانده است.

اینجا هنوز جای کانال های گاز رسانی روستا پر نشده است و آسفالت کنده و پاره ای دارد.

اینجا شکستگی لوله های آب آشامیدنی،روزانه هزاران لیتر آب را به هدر میدهند.

اینجا زمین ورزش برای جوانانش ندارد.

اینجا مدتهاست تلفن روستا قطع شده است

.

.

.

اما داشته هایش به نداشته هایش می ارزد.

اینجا گرمای عشق و محبت موج میزند.

اینجا جوانانش با کمترین امکانات افتخار آفرین شده اند.

اینجا مردمانش به پاکی و صداقت معروفند.

آری اینجا حصاروئیه است. 

کلاک کشو

با دیدن این عکس لبخند ملیحی برلبانمان نقش می بندد، یادش بخیر چه روزهها و دورانی را با کلاک کشو گذراندیم.چقدر گنجشک و کلاغ شکار کردیم.چه همه مسابقه نشانه گیری می گذاشتیم و به قوطی ها و شیشه ها سنگ می زدیم و می شکستیم. آری کلاک کشو،دوشاخ،تیر کمون،... با هر اسمی که آن را می شناسید و با آن خاطره دارید.

هرکسی برایش اسمی گذاشته بود،اما آنچه رایج بود و عامیانه گفته می شد کلاک کشو بود. کلاک به دو شاخه چوبی آن گفته می شد و کشو منظور همان لاستیک های نازک و بلندی هستند که بخاطر کش آمدنشان به آنها کشو می گفتند و از روی دو شاخه چوبی به تکه چرم کوچک و باریکی وصل می شوند که به آن همانه(فتح ه) می گویند .بچه های آنروز برای درست کردن کلاک کشو شور و هیجان خاصی داشتند. در بین شاخه های درختان بدنبال بهترین دو شاخه ها و برای لاستیک های آن به دنبال تیوپ دوچرخه بودند، چرا که لاستیکهای تیوپ دوچرخه بیشتر کش می آورند.برای همانه که مکان گذاشتن سنگ است از تکه چرمی استفاده می کردند و کلی در اندازه ابهاد آن دقت و سلیقه بخرج می دادند.خلاصه بعد از کلی زحمت و تلاش بالاخره کلا کشو آماده میشد.

حالا بچه ها دسته جمعی در کوچه ها و صحرا بدنبال شکار گنجشک ها می رفتند. گاهی گداری هم اجسامی چون انواع قوطی و شیشه را به عنوان نشانه انتخاب می کردند و قدرت یکدیگر را در نشانه گیری و زدن به هدف به رخ یکدیگر می کشیدند. گاهی اوقات هم به یکدیگر نیش و کنایه هایی می زدند و از کلاک کشو یکدیگر عیب و ایراد می گرفتند که "مال تو لاستیکش مرده است و یا دو شاخه اش کج است و از تو همانه اش بدردنخور  است و ...." خلاصه از کلاک کشو یکدیگر کلی عیب و ایراد می گرفتند  و گاهی اوقات هم ای بحث و جدل ها به دعوا و سر و صدا ختم می شد.اما همه اینها هیجانات و شور شعف دوران نوجوانی و جوانی بود. و ساعاتی بعد همگی در فضای دوران جوانی و نوجوانی همه چیز را فراموش می کردند و با هم صمیمی بودند.

حالا دیگر خبری از آن همه شور و نشاط نیست ،دیگر خبری از آنهمه تحرک و شیطنت نیست،حالا دیگر بازی های کامپیوتری جایگزین بازی های زمان قدیم شده است. ساعتها سکوت و سکون در مقابل مونیتور کامپیوتر،جایی که قدرت فکر کردن را هم از شما می گیرد،ساعتها بی تحرکی همراه با خوراکی های مضری همچون چیپس و پفک، باعث چاقی و تنبلی جسم و بروز انواع و اقسام بیماری ها می شود. بیماری هایی که بسیاری از آنها را می توان در جامعه امروز بیش از گذشته دید. پایین آمدن سن سکته و فشار خون در جامعه یک از مهمترین دلیل بی تحرکی افراد است. امیدواریم که در کنار تکنولوژی ورزش را هم فراموش نکنیم چرا که عقل سالم در بدن سالم است.
به امید روزهایی با نشاط و دوست داشتنی

رویش جو و یونجه


   

  
photos :Hosein Allahdini

کم آبی و ترکیدگی لوله ها
در حالی که در این روزهای گرم تابستان، کشور با بحران کم آبی روبروست، در کوچه پس کوچه های حصاروئیه براحتی آب آشامیدنی هدر می رود. تابستان است و گرما بیداد می کند، در بسیاری از نقاط کشور کمبود آب و در بعضی جاها قطعی چند ساعته آب در روز مردم را کلافه کرده است، اما گویی در روستای حصاروئیه کسی از این مشکل بزرگ خبر ندارد. ماههاست که ترکیدگی لوله های آب آشامیدنی در این روستا مقادیر بسیار زیادی از آب را به هدر میدهد و هیچ کسی هم رسیدگی نمی کند. البته که اطلاع رسانی هایی هم از طرف اهالی روستا شده اما کسی پیگیری نکرده است.

خانم کشور قائینی یکی از اهالی روستا می گوید چند بار تلفنی با مسئولین اداره آب موضوع را در میان گذاشته و یکبار هم حضوری موضوع هدررفت آب را به اطلاع آنها رسانده است،آما متاسفانه علیرغم وعده هایی که داده اند هیچ اقدام موثری انجام نشده است. امیدواریم این روزها که تبلیغات و هشدار های رسانه ها و سازمان های مربوطه در مورد بی آبی و صرفه جویی در مصرف آب زیاد شده مسئولین هم در راستای کمک به اینگونه هدر رفت ها هرچه سریعتر اقدام کنند. مطمئنا حصاوئیه تنها جایی نیست که اینگونه معضل هدر رفت آب دارد. امیدواریم که با انجام اقداماتی در خصوص رفع ترکیدگی لوله های آب در هر جایی از کشورمان ایران، کمک کوچکی به سایر هموطنانمان در دیگر مناطق کشور که این روزها با بحران کم ابی روبرو هستند بکنیم.

   
photos by H.Allahdini

الو الو صدا نمیاد !!!!!
     
photos by Hosein Allahdini
اول صبح شنبه گذشته تلفن های روستای حصاروئیه بطور ناگهانی و بطرزی عجیب قطع شده بود.جالب اینجا که هر کسی فقط از تلفن خانه خود خبر داشت که قطع شده و تنها حدس و گمانی که می زدند این بود که شاید به علت پرداخت نکردن قبض تلفن و یا دیر پرداخت کردن آن، شرکت مخابرات تلفن شان را قطع کرده است. دیری نپایید که اهالی روستا در برخوردهای روزانه خود با یکدیگر از قطعی تلفن خود گفتند و با اتفاقی عجیب روبرو شدند که کل خطوط ارتباطی روستا قطع شده است. اتفاقی که برای همگان عجیب و غریب بود. خبر به زودی در همه روستا پخش شد.

بعضی ها با تلفن همراه خود علت را از شرکت مخابرات پرسیدند اما پاسخی که گرفتند بیشتر آنها را متعجب کرد."نه از اینجا مشکلی نیست ارتباط برقرار است" آری از طرف شرکت مخابرات مشکلی نبود و ظاهرا می بایستی قطعی از جایی دیگر باشد. پیگیری های بیشتری صورت گرفت و بطور اتفاقی مردم روستا با دیدن صحنه ای عجیب شگفت زده شدند. بلی شاید درست حدس زده باشید، عده ای سارق کابل های خطوط ارتباطی مخابرات را از روستای همجوار یعنی حیدرآباد تا ابتدای روستای حصاروئیه ، تا نزدیکی منزل غلامرضا قائینی را بریده اند و با خود برده بودند. اتفاقی که تا کنون بی سابقه بوده است.

 اری حالا روستای حصاروئیه چند روزی است که ارتباطش با دنیای اطراف از طریق تلفن ثابت قطع شده است.پیگیری ها جهت شناسایی سارقان هم بی نتیجه مانده است. امیدواریم با همکاری شرکت مخابرات هرچه سریعتر این مشکل روستا حل شود و صدای زنگ تلفن خانه ها برقرار شود. چرا که پدری و مادری مسن و سالخوده با هر زنگی که تلفن خانه می خورد منتظر فرزندان و اقوامشان هستند که از آن سوی سیم های تلفن احوالی از آنها بپرسند.
فصل کاشت جو و یونجه
این روزها به صحرا و کشتزار ها که سر می زنی گویی فصلی جدید و تازه ای در دفتر کار کشاورزان شروع شده است. زحمات و تلاش های بی وقفه آنها نشان از روحیه ای بالا و امیدی دو چندان به زندگی دارد.هر ساله اواخر مرداد ماه فصل کاشت جو و یونجه است، که با هم کاشته می شوند.کشاورزان ابتدا زمین های خود را با تراکتور شخم می زنند و ناهمواری های آن را صاف می کنند سپس جوها در زمین می پاشند و آنگاه دستگاه تیلر زمین را شخم می زند و جو ها را به زیر خاک می برد.

سپس با وسیله ای به نام قراب(فتح ق) زمین را به صورت کرد(ضم ک) و بند در میاورند و تا آنجا که می توانند ناهمواری های آن را صاف می کنند. سپس تخم های یونجه را در این کرد ها می پاشند. سپس تعدادی بوته جاز را به بهم می بندند و با گذاشتن سنگی بر روی آن تبدیل که وسیله ای می شود برا به زیر خاک فرستادن تخم های یونجه. با این وسیله که به آن کوله می گویند بر روی زمین می کشند و تخم ها را به زیر خاک میفرستند. سپس زمین را آب میدهند.بزودی و پس از یک هفته جوها و یونج ها سبز می شوند. جوها بعد از حدود سه و نیم تا چها ماه به مرحله  برداشت می رسند و یونجه ها همچنان به رشد ادامه می دهندو سالها چین می دهند.

هجوم دوباره مارها
باز هم مارها دردسر ساز شدند و به خانه حبیب اله الله دینی یکی از اهالی روستای حصاروئیه هجوم آوردند. این سومین سال متوالی است که تیله مارها از مکانی نامعلوم راهی این خانه مسکونی می شوند و اهالی خانه را به دردسر وا می دارند. این روزها چشمهای اهالی خانه به گوشه کناره های اتاق ها و اطراف فرش های خانه دوخته شده  که مبادا بچه ماری در حال خزیدن باشد، هرچند که ظاهرا این بچه مارها توانایی آسیب رساندن ندارند اما در هر صورت رعب و وحشتی زیاد را در بین افراد خانه ایجاد کرده اند.

هرساله در اواخر مرداد ماه سروکله این مارها پیدا می شود و تا نیمه های های شهریور کم و بیش خودی نشان می دهند . جستجوهای زیادی در جهت پیدا کردن جا و مکان این مارها انجام شده است اما نتیجه ای در بر نداشته است با این حال تمامی دور اطراف خانه هم سیمان کاری شده تا اندک گمانه زنی هایی هم که در مورد ورود آنها از میان سنگها و سوراخ های دیوارهای  اطراف خانه وجود دارد از بین برود. در پنج روز گذشته بیش از دوازده مار به دام افتاده اند و تعدادی هم مشاهده شده اند اما به دام نیافتاده اند، پیش بینی می شود طبق روال سالهای گذشته تعداد آنها به حدود بیست پنج تا سی عدد برسد. قابل ذکر است در دو سال گذشته بیش از پنجاه عدد تیله مار در این خانه در همین موقع از سال مشاهده شده که همگی آنها کشته شدند.

رنگارنگ

        

  

        

 

          

                                      photo by Mr. Tajaddin Allahdini

 

روز پاک در حصاروئیه

  

photo by Farzad Radfar

جوانان حصاروئیه در دوازده فروردین حماسه آفریند. جوانان در حرکتی جدید و شایسته با همکاری یکدیگر مشغول به جمع آوری زباله های اطراف روستا شدند. تلاش های سید احسان فاطمی مقدم در هماهنگی و گردآوری جمعی از جوانان روستا سرانجام نتیجه داد و روز ۱۲ فروردین جوانان حصاروئیه با همت بلند خود در جمع آوری زباله های اطراف روستا تلاشی ستودنی داشتند و بسیاری از آشغالها و زبالهای ریخته شده در اطراف ده را جمع آوری کردند. عده زیادی عاری از هرگونه شان و مقام خود در این حرکت خیر خواهانه و فقط بخاطر حصاروئیه در این کار عامه پسند شرکت کردند. جمعی از شرکت کنندگان :خانم ها، ناهید قائینی ، طوبی فاطمی مقدم ،اقدس فاطمی مقدم، شیما فاطمی مقدم........آقایان، اسکندر نصرالدینی، سید علی و کیارش فاطمی مقدم ٬سید احسان فاطمی مقدم، سید نیما فاطمی مقدم، بهنام اله دینی،فرزاد رادفر

 

 آما آنچه مهم است این است که مردم زباله ها را در کوچه و بیابان رها نکنند و محیط اطراف خود را آلوده نسازند.که علاوه بر کثیفی محیط اطراف زندگی می تواند عواقب ناگوار بهداشتی نیز به همراه داشته باشد. امیدواریم که همه یاد بگیریم که طبیعت اطراف زندگی ما جای ریختن زباله نیست و بایستی زباله ها را جمع آوری کرد و آنها را سوزاند.امیدواریم دهیاری روستا نیز در زمینه جمع آوری زباله و آشغال های روستا قدم مثبتی بر دارد و از مسئولان شهرداری کمک بطلبد تا روستایی تمیز داشته باشیم که البته کمک خود مردم در این زمینه بسیار موثر است. 

 

         

Photos by Farzad Radfar

سیزده بدر با طعم باران
دیروز و دیشب بارش باران حال و هوای دیگری به منطقه شهربابک و روستاهای دیگر بخشید. بارش باران که از اوایل صبح سیزده شروع شد تا ساعت یازده ظهر ادامه داشت و همه را در خانه هایشان زمین گیر کرد. اهالی که بار و بندیل خود را برای رفتن به سیزده آماده کرده بودند منتظر بودند تا بارن اندکی مجال دهد که راهی کوه و بیابان شوند. اما سرانجام نزدیک ظهر باران بند آمد و مردم راهی دشت و دمن شدند. گروهی نهار را در خانه خوردند و گروهی هم نهار را به دشت و بیابان بردند.  
 
هرچند هوای سرد و همراه با بارش باران مانع از داشتن سیزده ای دلچسب شد، اما ته دل همگان راضی بود و خشنود،چرا که نوید بهاری سرسبز را می داد. در بعد از ظهر و دیشب نیز بارش شدید باران ادامه داشت و باعث پر آب شدن چاله چوله های بیابان شد. بطوری که گروهی در عصر سیزده در کوه و بیابان باران گیر شدند. طبیعت کوههای حصاروئیه، هفت کوه ، دوسر و چاه قندو از جمله جاهایی بودند که میزبان اهالی حصاروئیه در روز سیزده بودند.

پیاده روی خانواده سوم فروردین 93

  

 

         

  

       

حصاروئیه در هفته ای که گذشت

با عرض سلام و تبریک سال نو خدمت همه بازدیدکنندگان عزیز 

 

۲۹ فروردین ساعت 07:۲۰:۲۷ همزمان با تحویل سال ۱۳۹۳ اهالی روستای حصاروئیه نیز گرد هم آمده بودند تا در لحظه تحویل سال نو در کنار هم باشند و برای سالی خوب همراه با سلامتی و موفقیت برای یکدیگر دعا کنند.بعد از انجام مراسم ویژه تحویل سال اهالی عید را به یکدیگر تبریک گفتند و برای هم آرزوی موفقیت و سلامتی کردند.


 

جمعه اولین روز فروردین۱۳۹۳ از شلوغ ترین روزهای دید و بازید اهالی حصاروئیه از یکدیگر بود. معمولا در اولین روز سال مردم بیشتر به دیدن کسانی می روند که در سال گذشته عزیزی را از دست داده اند. همچنین بزرگان فامیل و سالخوردگان از جمله کسانی بودند که همچون سال های گذشته میزبان جوانتر ها بودند.


 

همچنین صبح جمعه خانم عذرا الله دینی از اهالی محترم روستای حصاروئیه دچار زمین خوردگی شد و از ناحیه کتف دچار آسیب دیدگی شد که با کمک اورژانس شهربابک به بیمارستان منتقل شد و پس از معاینات لازم مشخص شد که دچار دررفتگی استخوان کتف شده اند که توسط پزشک کشیک استخوان در رفته جا انداخته شد و بیمار به سلامت به خانه باز گشت. جا دارد از حضور سریع و به موقع اورژانس تشکر کنیم. 

 


اهالی روستا بر طبق سنت دیرین و روال سالهای گذشته اولین شنبه سال را همچون روز سیزده به دامن کوه و طبیعت رفتند. از آنجایی که شنبه اولین روزکاری هفته می باشد ، مردم با حضور در طبیعت و  گشت و گذار با روحیه ای دو چندان مابقی روز های هفته را سپری می کنند و حالا این سنت دیرین در بین مردم حصاروئیه نیز وجود دارد.



یکشنبه سوم فروردین نیز طبق روال سالهای اخیر همایش پیاده روی خانواده از پشت مدرسه قدیم حصاروئیه تا دامنه کوه حصاروئیه به همت جمعی از جوانان روستا برگزار شد که اکثر خانواده ها در این همایش شرکت کردند.لازم به ذکر است که این پیاده روی راس ساعت 8:30 دقیقه آغاز شد و پس ازحدود 40 دقیقه پیاده روی شرکت کنندگان به دامنه کوه حصاروئیه رسیدند که ابتدا مهمان خانواده سعید قائینی به صرف آش بودند و سپس نصیر علیخانی ،احسان فاطمی مقدم و محس نصرالدینی به همراه سید هدایت فاطمی مقدم برنامه های شاد و مفرحی را اجرا کردند.در پایان نیز به 7 نفر از شرکت کنندگان به قید قرعه جوایز نفیسی از جمله دو دستگاه دوچرخه و پنج عدد سکه طلا اعطا شد.در اینجا لازم است که از تلاشهای آقایان مسعود قائینی، سید علی فاطمی مقدم و سید احسان فاطمی مقدم تشکر ویژه نمایم.


برندگان دوچرخه: 1- معصومه قائینی  2- افسر کریمیان

برندگان سکه طلا: 1- رحیم قائینی 2- رادین الله دینی 3- شعبان قائینی 4- آمنه قائینی 5- معصومه کریمی



همچنین متاسفانه عده ای از خدا بی خبر شبانه به آغل گوسفندان یکی از اهالی جدید حصاروئیه از (آشنایان صفر حیدری) که مدتی است در خانه سابق درویش قائینی ساکن می باشند ، حمله می کنند و از روی عمد تعداد 5 راس گوسفند بی زبان به طرز فجیعی سر می برند و همان جا رها می کنند. تلاش های صاحب گوسفندان برای پیدا کردن این مجرمان تا کنون بی نتیجه مانده است.چنین اتفاقی تا کنون در حصاروئیه بی سابقه بوده است.

خانه تکانی همراه با باران

photo by Hossein Allahdini
دیشب آسمان حصاروئیه ابری و بارانی بود تا همزمان با خانه تکانی این روزهای مردم روستای حصاروئیه، غبار بیرون خانه ها ، هوا و دشت و بیابان نیز زدوده شود و در آستانه سال نو همه چیزمان تمیز و نو شده باشد.این روزها اهالی روستای حصاروئیه نیز همچون سایر مردمان ایران زمین مشغول خانه تکانی و رفت و روب هستند. سنتی قدیمی که همچنان این روزها بازاری داغ دارد. شست شوی فرش ها و گردگیری اتاق ها و تمیز کردن خانه ها از جمله کارهایی است که مردم سخت مشغول انجام آنها هستند. امیدواریم که در آستانه سال جدید گرد و غبار دلها را نیز بزداییم،بغض و کینه ها را کنار بگذاریم و با دلی آکنده از مهر و محبت نسبت به همه اطرافیان و بخصوص اهل خانه و فامیل به استقبال سال جدید برویم.


دیشب یکی دو ساعتی بارش شدید باران به زمین تشنه حالی دیگر داد و دل همه مردم را شاد کرد، بخصوص کشاورزان و دامداران که این روزها بی صبرانه منتظر بارش باران بودند. شکر خدا بارش های به موقع و مداوم امسال نوید بهاری سرسبز می دهد که امیدواریم با سلامتی و خیر و برکت نیز همراه باشد.

دانش آموزان سجاد و روز درختکاری
    

Photos by Hossein Allahdini

به مناسبت روز درختکاری دانش آموزان روستای حصاروئیه تعدادی نهال درخت در نزدیکی مدرسه خود نشاندند. حالا اندک دانش آموزان روستای حصاروئیه با امید به آینده و داشتن هوایی پاک و سالم، اقدام به کاشت چندین نهال درخت کردند. کاشت این چندین نهال درخت در فضایی شاد و مفرح صورت گرفت و چند ساعتی را دانش آموزان همراه با شادی و نشاط گذراندند.

اما تنها نگرانی دانش آموزان نگهداری از این درختانی می باشد که با کلی زحمت کاشته اند. ظاهرا حیوانات اهلی که گاهی گداری از اطراف مدرسه عبور میکنند باعث نگرانی این عزیزان شده است. امیدواریم که اهالی محترم نیز در این زمینه همکاری نمایند تا آنچه که به دست امید های فردا کاشته شده است بتوانند رشد کنند و درختانی تنومند شوند.

موتور سرده در آستانه برقی شدن

  

 photos by Hossein Allahdini

این روزها با وجود مشکلاتی از قبیل تهیه گازوئیل و روشن کردن موتور گازوئیلی صحرای سرده ،اهالی برآن شدند تا تصمیمی بگیرند که به نفع همه باشد. از مهمترین مشکلاتی که پیش روی کشاورزان بود روشن کردن موتور در روزهای سرد زمستان بود که باستی چندین نفر نیرو را با خود ببری و بعد از کلی هندل زدن، تازه آنهم اگر مصدوم نشی شاید روشن شود. همچنین با توجه به سهمیه بندی سوخت و ناکافی بودن سهمیه اختصاص یافته ،تهیه گازوئیل یکی دیگر از دغدغه های کشاورزان بود که حالا با برقی شدن این موتور عمده این مشکلات حل می شود. گفتنی است موتور صحرای اسفند الله دینی نیز به تازگی با توجه به همین مشکلاتی که ذکر شد برقی شده است.  

اطلاعات تکمیلی در خصوص برقی شدن موتور سرده بزودی منتشر خواهد شد

 

 به امید صحراهایی با درآمدهای بیشتر و آبادتر

1 2 3 4 5 ... 19 >>