X
تبلیغات
فروشگاه خانومی
فوتسال نوروز94

مسابقات فوتبال داخل سالن در شهربابک که تیم روستای حصاروئیه نیز در مسابقات شرکت و نتایج بسیار مطلوبی در مرحله گروهی کسب کرد و راهی مرحله نیمه نهایی شد. اما ایجاد یکسری اختلافات و کشمشها بر سر داوری این بازی ها،ادامه برگزاری این رقابتها را مختل کرد.


    


     

    

   

 

 

جشن چاه گله 2

شب چهاردهم فروردین، ماشاءالله قائینی در دامان طبیعت جشنی براه انداخت و جمع کثیری از مردان و جوانان حصاروئیه نیز در جشن شرکت کردند. مدتهاست صحبت از مراتع دامداری زیر هفت کوه و چاه گله است که گویی عده ای خارج از این روستا قصد تملک بر آن را دارند و انگار فراموش کرده اند که قرن هاست که آبا و اجداد همین اهالی حصاروئیه در این منطقه دامداری می کرده اند. حالا آقای ماشاءالله قائینی با کمک اهالی حصاروئیه و همچنین با رای دادگاه این موضوع را به اثبات رساند که مراتع دامداری هفت کوه و چاه گله متعلق به حصاروئیه و اهالی اش می باشد.این مراسم نیز به همین منظور با همت و تلاش آقای قائینی و جمع کثیری از جوانان حصاروئیه برگزار شد و شبی به یاد ماندنی را درخاطره ها با نام واقعه سیزده فروردین به یادگار گذاشت.

   

   

   

   

   

 
جشن چاه گله 1
   

   

   

   
پیاده روی سوم فروردین





      


    


     


      


     

فروردین 94

با سلام و با عرض پوزش ازینکه خیلی دیر خدمت شما بازدیدکنندگان عزیز رسیدم

با عرض تبریک سال نو گذری بر آنچه داریم که در فروردین 94 رخ داد.


اولین روزهای سال نو را اهالی به دید و بازدید اقوام و آشنایان گذراندند که طبق سنت هر ساله انجام  می شود و خانواده هایی که عزیزی از دست داده باشند در اولویت قرار دارند.


سوم فروردین همایش بزرگ پیاده روی خانواده برگزار شد که چند سالی است رواج یافته و مورد استقبال عموم اهالی حصاروئیه قرار گرفته است. امسال نیز همچون سال های گذشته این همایش با استقبال گسترده اهالی همراه بود.دوشنبه در هوایی ابری و همراه با اندک دانه های باران، فضایی مطبوع و دلپذیر را بوجود آورده بود و استشمام این هوای پاک قدم ها را برای رسیدن به دامنه کوه حصاروئیه استوار تر می کرد.حضور پیر ها و جوان ها در کنار کودکان و نوجوانان صحنه هایی به یاد ماندنی را به نمایش می گذاشت.

این همایش که همراه با جوایز ارزنده ای همچون دو دستگاه دوچرخه و هشت عدد توپ والیبال و فوتبال همراه بود به همت آقایان مسعود قائینی و سید احسان فاطمی مقدم برگزار شد. همچنین شرکت کنندگان در این همایش به صرف آش میهمان خانواده آقای ظاهر نجفی بودند


هچنین یک دوره مسابقات فوتبال داخل سالن در شهربابک برگزار شد که تیم روستای حصاروئیه نیز در مسابقات شرکت و نتایج بسیار مطلوبی در مرحله گروهی کسب کرد و راهی مرحله نیمه نهایی شد. اما ایجاد یکسری اختلافات و کشمشها بر سر داوری این بازی ها،ادامه برگزاری این رقابتها را مختل کرد.


سیزدهم فروردین روز طبیعت هم فرصتی برای رفتن به کوه و صحرا و بیابان بود بطوری که تقریبا همه اهالی روستا به دامان طبیعت رفتند تا همچون سنت همیشگی نوروز این روز را در طبیعت سپری کنند.


اما شب چهاردهم فروردین، ماشاءالله قائینی در دامان طبیعت جشنی براه انداخت و جمع کثیری از مردان و جوانان حصاروئیه نیز در جشن شرکت کردند. مدتهاست صحبت از مراتع دامداری زیر هفت کوه و چاه گله است که گویی عده ای خارج از این روستا قصد تملک بر آن را دارند و انگار فراموش کرده اند که قرن هاست که آبا و اجداد همین اهالی حصاروئیه در این منطقه دامداری می کرده اند. حالا آقای ماشاءالله قائینی با کمک اهالی حصاروئیه و همچنین با رای دادگاه این موضوع را به اثبات رساند که مراتع دامداری هفت کوه و چاه گله متعلق به حصاروئیه و اهالی اش می باشد.این مراسم نیز به همین منظور با همت و تلاش آقای قائینی و جمع کثیری از جوانان حصاروئیه برگزار شد و شبی به یاد ماندنی را درخاطره ها با نام واقعه سیزده فروردین به یادگار گذاشت.


باز باران

آسمان شهربابک و حصاروئیه این روزهها تمام ابری و بارانی است. از غروب چهارشنبه ورود ابرههای باران زا به شهربابک حال و هوایی دیگر به منطقه داده است.پنجشنبه و جمعه باران به صورت پراکنده و مقطعی دربعضی جاهها در حال ریزش بود. اما از ساعت 2 بامداد دیشب بارش باران به صورت یکنواخت شروع شده و تا 5 بعد از ظهر امروز با شدت ادامه داشت. هنوز هم آسمان حصاروئیه ابری است و گه گاه دانه یی از باران بصورت پراکنده می بارد.حالا کشاورزان و دامداران از این باریدن این بارشها بسیار خوشحال هستند، چرا که بارانهای امسال هرچند کمکی به سفره های آب زیرزمینی نکرد اما برای رویش علف وگیاه برای دامها مناسب بود.

به امید بارش باران در روزهها و ماهها آینده

چشمه انجیر تا حصاروئیه به روایت تصویر

   



   
چشمه انجیر تا حصاروئیه پای پیاده

حالا حصاروئیه یک گروه پیاده روی دارد. گروهی متشکل از ماشاءالله، مسعود، احمد، دانیال و مجید قائینی، سید علی فاطمی مقدم و منوچهر نجفی که این روزهها سخت ماجراجو شده اند. نخستین سفر پیاده روی شان را از مسیر داراب اباد سیرجان به حصاروئیه تجربه کردند. گویی برایشان لذت بخش بود که این بار آنها را به سفری دیگر وا داشت، تا مسیری جدید تجربه کنند.

اعضای این گروه این بار همگی به چشمه انجیر رفتند تا مسیر چشمه انجیر به حصاروئیه را با پای پیاده طی کنند. چشمه انجیر محلی است در هفتاد و پنج کیلومتری جنوب غرب شهربابک،جایی که مراتع دامهای محمد علی حبیب از اهالی روستای اشکور قرار دارد. در این سفر جدید سید هدایت فاطمی مقدم این گروه را پشتیبانی کرد. سید هدایت اعضای گروه را با ماشین به چشمه انجیر برد و در راه برگشت آنها را همکاری می کرد. وی مسئولیت تدارکات این سفر را بعهده داشت و در طول مسیر برگشت در جاهایی که برای استراحت پیش بینی شده بود برایشان چای و غذا آماده می کرد تا درطول مسیر اندکی خستگی در کنند.


همه اعضای گروه پیاده روی، عصر جمعه با ماشین سید هدایت به چشمه انجیر می روند و شب را آنجا سپری می کنند. صبح شنبه همه چیز مهیای یک پیاده روی طولانی به مسافت هشتاد کیلومتر است. همه سر حال و با نشاط عزم خود را جزم می کنند تا سفری دیگر را با پای پیاده طی کنند.بالاخره پیاده روی شروع می شود و گامها یکی پس از دیگری برداشته می شوند. ظهر را در محلی سپری می کنند و پس از اندکی استراحت دوباره حرکت می کنند. اینار تجربه مسیر قبل به آنها می گوید که مسیر را یکسره طی نکنند و شب را در مکانی استراحت کنند. شب که می شود به محلی به نام پوزه دیمه می رسند. چادر علم می کنند و آتشی به پا. شب را به گپ و گفتی می گذرانند و از خاطرات گذشته می گویند.اندکی سرمای زمستان هم خودی به آنها نشان می دهد تا در اوایل سپیده دم صبح هیزم بیشتری بر آتش بگذارند تا گرمای شعله  های ش گرما بخش وجودشان شود. هرچند تحمل سختی سفر تاب و توان آنها را افزایش داده است. با طلوع آفتاب و صرف صبحانه بند های کفش هایشان را این بار محکم تر می بندند تا گام هایشان را استوار تر بردارند، مسیر طولانی است و راه ناهموار.


ظهر را در میانه راه به سر می کنند.سید هدایت زودتر آتشی برپا می کند چای آتشی درست می کند.او دست به ابتکاری جدید می زند و این بار با آردی که همراه آورده است نان درست میکند.پس از نهار و استراحتی کوتاه دوباره بانگ حرکت به صدا در می آید. دیگر چیزی از مسیر نمانده است. شوق به رسیدن گام ها را بلندتر و مسیر را کوتاه تر می کند. دو سه ساعتی پیاده روی دورنمایی از روستای حصاروئیه را نشانشان می دهد. گویی که به مقصد رسیده اند.بلی ساعت چهار عصر شنبه بعد از یکروز و نصفی طی طریق با پای پیاده همه اعضای گروه در سلامت کامل به روستا می رسند و تجربه سفر دیگری به تجارب آنها افزوده می شود.

به امید خبرهایی بیشتراز این جوانان سختکوش


با تشکر از مسعود قائینی


تسلیت

دوشنبه گذشته خانم معصومه اله دینی فرزند احمد همسر آقای اسفند اله دینی بر اثر سکته دار فانی را وداع کرد و به دیار باقی شتافت.مراسم تشییع پیکر ایشان عصر سه شنبه ازبهشت زهرای شهربابک به سمت قبرستان حصاروئیه برگزار شد. همچنین پنجشنه نیز مراسم سوم این عزیز درگذشته در محل جماعتخانه حصاروئیه برگزار شد که با حضور بر سر مزار آن مرحومه و قرائت فاتحه به پایان رسید.

مرحومه معصومه اله دینی در طول حیات خود سختی و مشقت های فراوانی راپشت سر گذاشت. بزرگترین غمی را که وی پشت سر نهاد، ازدست دادن سه تن از پسرانش بود که بر اثر فاجعه حمام عبدل آباد در دهه 60 رخ داد. مرحومه در طول حیاتش همسری مهربان و سختکوش و مادری دلسوز برای فرزندانش بود.


درگذشت این مادر دلسوز را به فرزندان و همسر گرامی اش و اهالی روستای حصاروئیه تسلیت عرض می نمائیم.

روحش شاد یادش گرامی باد.

بارش برف و باران

     



دیروز و دیشب آسمان حصاروئیه تمام ابری و همراه با با بارش برف و باران بود. ابرهای تیره شامگاه دیشب بر آسمان حصاروئیه باریدند و موجبات خوشحالی اهالی حصاروئیه و بخصوص کشاورزان و دامداران را فراهم کردند. هرچند بارش در طول دیروز و دیشب در بعضی ساعات مقطعی بود اما در مجموع تا حدی اهالی را راضی کرد. مدت زیادی بود که زمین تشنه چشم انتظار آسمان بود اما بالاخره این انتظار به سر رسید. دیشب نیز بارش بصورت برف بود که خوشحالی اهالی را دو چندان کرد، مخصوصا کوچکترها که این روزها یا برف ندیده اند یا بدنبال برف بازی و شیطنت های خاص هوای برفی هستند. با این حال امیدواریم که باز هم شاهد نزولات آسمانی باشیم، چرا که این روزهها بحران بی ابی بیداد می کند.امیدواریم بتوانیم با مدیریت مصرف آب و ریزش نزولات آسمانی کمبودها و خسارات ناشی از بی آبی را جبران کنیم.

به یاد خاطرات کهنسالان


  
جمعی از جوانان حصاروئیه، جمعه گذشته بخشی از مسیر رفت و برگشت اهالی قدیم حصاروئیه را با پای پیاده پیمودند. هرچند که در مقایسه با زندگی اهالی قدیم روستاها فقط و فقط یکبار اتفاق افتاد. در حالی که در قدیم این مسیر حتی چندین بار در طول یک ماه پیموده می شد. بلی تعدادی از جوانان سختکوش حصاروئیه بیاد خاطرات کهنسالان روستای حصاروئیه تصمیم گرفتند تا مسیر دارآباد  سیرجان تا حصاروئیه را با پای پیاده طی کنند. مسیری که سالیان درازی برای اهالی قدیم حصاروئیه بارها و بارها با پای پیاده و گاها با الاغ و شتر طی می شده است و اکثرا تا خود شهر سیرجان ادامه داشته است. خاطرات بسیاری را از کهنسالان روستایمان در این باره شنیده ایم، مسیری که برایشان همواره همراه با سختی ها وگرفتاری های زیادی بوده است. مسیری که بارها بدنبال تهیه ارزاق زندگی،بردن بچه هایشان به دکتر  و در جستجو برای کار پیموده اند.

 حالا یک گروه شش نفره شامل آقایان ماشاءالله،مسعود ، احمد و دانیال قائینی،سید علی فاطمی مقدم و منوچهر نجفی تصمیم گرفتند تا این مسیر را پیاده طی کنند تا شاید بخشی از سختی های مسیر گذشتگان را تجربه کنند.این جوانان بنا را بر این گذاشتند تا مسیر برگشت را بتوانند پیاده طی نمایند که به همین منظور ساعت هفت و نیم صبح از دارآباد حرکت کردند و بعد از طی حدود 12 ساعت پیاده روی،ساعت هفت شب به حصاروئیه رسیدند. حالا این حرکت آنها اگر چه خستگی راه را بر دوششان نهاد اما تجربه ای بزرگ از تحمل سختی ها در مسیر تلاش برای زندگی را نیز به کوله بار تجربیات آنها اضافه کرد. باشد که ما جوانان نیز با استفاده از تجربیات گذشتگان راههای سخت زندگی امروزی را بر خود آسان کنیم و هیچگاه نگذاریم سختی ها مانع پیشرفت زندگی ما شوند وقتی که می بینیم پدران و پدربزرگان ما پیمودن این مسیر های سخت و دشوار چقدر برایشان سهل آسان بوده است.

با تشکر از مسعود قائینی

بذر کاری کوه حصاروئیه

کوه حصاروئیه دیروز پذیرای جمع زیادی از علاقه مندان به طبیعت بود. به منظور احیاء محیط زیست و مقابله با بیابان زایی صبح و عصر دیروز با تلاش و همت تعدادی ازکارکنان اداره محیط زیست و مقامات شهرستان شهربابک ،اعضای گروه کوهوردی آویشن ،جمعی از رزمی کاران شهرستان شهربابک و دوستداران طبیعت و همچنین تعدادی از اهالی روستای حصاروئیه در راستای مقابله با بیابان زایی و گسترش جنگل ها اقدام به کاشت بذر پسته و بادام کوهی در دامنه کوه حصاروئیه کردند.


با تلاش و همت این عزیزان مساحت زیادی از دامنه کوه حصاروئیه بذر کاری شد.حالا این دوستداران طبیعت چشم انتظار آسمان هستند تا با ریزش نزولاتش زمینه رشد و سبز شدن این بذر ها را فراهم کند ، هرچند که همکاری دامداران این منطقه نیز کمک بزرگی به حفظ و رشد این درختان کوهی در سالهای اولیه رشدشان می کند.همچنین دوستداران طبیعت صبحانه را به صرف شیر داغ و کیک میل نمودند و از خوردن چای آتشی هم بی نصیب نماندند.


با تشکر از سید احسان فاطمی مقدم

باران

photo by Hossein Allahdini
نخستین باران پاییزی دیروز و بامداد امروز حال و هوایی دیگر به شهربابک و مناطق اطرافش داد. آسمان حصاروئیه نیز از دیروز تمام ابری و همراه با بارش باران بود. این روزها که اکثر نقاط کشور شاهد ریزش نزولات آسمانی هستند، شهرستان شهربابک هم ازین رحمت الهی بی نصیب نمانده است. اوج بارش بارن امروز صبح، از ساعت 3 بامداد تا 9 صبح بود. حالا همین چند ساعت بارش، موجی از شادی و امید را در دل کشاورزان و دامداران بوجود آورده تا با امید به آینده و ادامه نزولات آسمانی شاهد بهاری سبز و سالی پر آب باشند.

به امید روزهای برفی و بارانی
حصاروئیه در هفته ای که گذشت

1. هفته گذشته کشاورزان حصاروئیه سرشان شلوغ بود. اکثرا مشغول درو جو و جمع آوری آنها بودند بطوری که آسفالت بیشتر کوچه های روستا با انبوهی از جو های پاییزی فرش شده بود. عده ای هم مشغول کاموا کردن وجدا کردن کاه و دانه از یکدیگر بودند.


2. در روز چهارشنبه گذشته وزش طوفان و گرد خاک  شدید مشکلات زیادی را برای اهالی روستا ایجاد کرد. طوفان شدید همراه با گرد و خاک که از اوایل صبح شروع شد تا پایان روز ادامه داشت. میزان گرد و خاک به قدری زیاد بود که عمق دید به حدود ده متر کاهش یافته بود.


3. پنجشنبه گذشته مصادف بود با اولین سالگرد مرحوم محمد حسین قائینی که به این مناسبت مجلس یادبودی در حسینه برفه برگزار شد و سپس عصر همان روز اهالی روستا و سایر بستگان و آشنایان بر سر مزار این مرحوم در روستای حصاروئیه گرد هم آمدند و برای شادی روح آن عزیز از دست رفته به قرائت فاتحه پرداختند.


4. همچنین اهالی روستای حصاروئیه پنجشنبه شب گذشته یکی از سردترین شب های پاییزی را تا به امروز تجربه کردند به طوری که دمای هوا در مقایسه با شب گذشته اش حدود ده درجه کاهش داشت و این سرما باعث یخ زدگی لوله های آب حیاط خانه های روستا شد. به گفته برخی از ساخوردگان روستا کاهش دما و یخ زدن آب در موقع از سال بسیار به ندرت اتفاق می افتند و خیلی کم نظیر است.

گرگ به گله زد
شب گذشته و در حالی که اکثر اهالی حصاروئیه در خواب بودند،گرگ به گوسفندان آقای حاجی مهدوی حمله می کند و متاسفانه یکی از گوسفندان وی را می درد. با شروع فصل پاییز معمولا شبهای حصاروئیه تا حدودی سرد است که باعث می شود افراد روستا شبها را در درون خانه بخوابند، در حالی که دام های اهالی در فضایی باز نگهداری می شوند. از سویی هم گرسنگی گرگها را مجبور می کند تا به روستا بیایند و غذای خود را تامین کنند. این چندمین باری است که گرگ ها به گوسفندان در ده حمله می کنند و باعث خسارتهای مالی به دامداران می شوند. امیدواریم که اهالی روستا با درست کردن مکانهایی امن و مناسب گوسفندان خود را به چنگال گرگها نسپارند.

نخستین روز دبستان سجاد
 باز آمد بوی ماه مدرسه      بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر، ماه مهربان     بوی خورشید پگاه مدرسه

امروز دبستان سجاد حصاروئیه همچون دیگر دبستان های سراسر ایران پذیرای دانش آموزان حصاروئیه بود. حسین الله دینی امروز به دبستان سجاد رفت  و برایمان از شروع سال تحصیلی جدید در این دبستان گفت.

"هرچند تعداد دانش آموزان این دبستان بسیار اندک است اما همان شور و هیجان شروع سال تحصیلی در مدرسه و در میان بچه ها حاکم بود. زنگ سال تحصیلی جدید تنها با حضور پنج دانش آموز نواخته شد. در سال تحصیلی جدید تنها دو کلاس اولی ،یک کلاس چهارمی و دو نفر هم در پایه پنجم سهم دبستان حصاروئیه است. هر پنج دانش آموز در یک کلاس تحصیل می کنند و خانم محمودی تنها معلم این دبستان است که بچه های هر سه پایه را آموزش می دهد".

حالا دبستان سجاد که زمانی حدود هفتاد تا هشتاد دانش آموز در تمام مقاطع تحصیلی داشت تنها با پنج دانش آموز جزو خلوت ترین دبستان های ایران است.کمبود امکانات و مهاجرت ساکنین روستا به شهربابک و دیگر شهرها از جمله دلایل کاهش جمعیت دانش آموزان روستا می باشد.
ضمن عرض تبریک سال تحصیلی جدید برای این دانش آموزان و معلم گرامی و دلسوزشان آرزوی موفقیت و سربلندی داریم.

     

  
photos by Hosein Allahdini

کنکوری های 93
امسال هم همچون سالهای گذشته جوانان روستای حصاروئیه در دانشگاه ملی سهم داشتند.جوانان افتخار آمیز روستای حصاروئیه هرساله خوش می درخشند و نتایج تلاش و زحمات خود را می گیرند.هرچند قبولی های امسال تا حدودی نسبت به سالهای گذشته کمتر بود اما آنهایی هم که قبول شدند توانستند در رشته های پزشکی و داروسازی راهی دانشگاه شوند. آنهایی هم که قبول نشدند به حداقل ها راضی نبودند. چراکه این جوانان آموخته اند در تحصیل نبایستی به حداقل ها و حد متوسط راضی بود، آنها همواره به دنبال بهترین ها هستند.با آرزوی موفقیت برای همه جوانان ایران زمین و بخصوص جوانان حصاروئیه،امیدواریم که همه آنها در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشند.

قبول شدگان کنکور سراسری93:

1- رامین قائینی فرزند علی             پزشکی زاهدان
2- بهرام پورکریمی فرزند محمدرضا     داروسازی کرمان
3- فهیمه نصرالدینی فرزند اسکندر      حسابداری یزد

اینجا حصاروئیه است

اینجا حصاروئیه

حصاروئیه محبوب قلبها

قلبهایی که به عشق زادگاهشان می تپند

اینجا سرزمین آبا و اجدادی همه آنهایی است که اهل حصاروئیه هستند.

اینجا عشق ، صفا ، صمیمیت و محبت موج می زند.

اینجا سرزمین دستان پینه بسته پیر مردها و پیر زن هایی است که سالها با عشق زحمت کشیده اند،

برای فرزندانشان، برای خانواده شان، برای عزت و بزرگی شان.

اینجا مردمانی مومن ،دوست داشتنی و خونگرم دارد.

اینجا مردمانش همچون کوهش، استوار و پابرجا هستند.

اینجا هفت کوهش هفت نماد دارد،

محبت،صفا، صبر،صمیمیت، گذشت، درستی و سخاوتمندی

اینجا برای  من و برای هر حصاروئیه ای محل آرامش است،

آرامشی که در هر جای دیگری دست نیافتنی است.

اینجا سالهاست که زبانزد عام و خاص است

اینجا شب هایش آسمانی پرستاره دارد،به هر گوشه ای از آسمان که چشم میدوزی، سو سوی ستارگانش چشمهایت را نوازش میدهد، گویی با تو حرف می زنند و برایت رازهایی دارند.

طلوع زیبای خورشید حصاروئیه  با آن پرتوهای طلایی رنگش تورا سحر خیز می کند.

گرمای ظهرش، گرما بخش وجودت می شود.

اما غروب که می شود وزش نسیمی خنک در گندم زارهای حصاروئیه روحت را نوازش می دهد.

بهارش سبز و دل انگیز است و شکوفه های درختانش نوید بخش شوق و امید هستند.

گرمای تابستانش ،گرما و صمیمیت را به ارمغان می آورد.

رنگ پاییزش، هفت رنگ رنگین کمان است.

سرمای زمستانش سخت و استخوان سوز است.

اما در هر فصلش، در گوشه گوشه این روستا تلاش برای زندگی را به وضوح مشاهده می کنی،

آری اینجا تلاش مفهوم زندگی است.

آری اینجا حصاروئیه است.

اینجا هم کمبودهای زیادی دارد.

اینجا آنچنان که بایستی شایسته مردمانش باشد، نیست.

اینجا هنوز ورودی بلوارش سالهاست که نیمه تمام مانده است.

اینجا هنوز جای کانال های گاز رسانی روستا پر نشده است و آسفالت کنده و پاره ای دارد.

اینجا شکستگی لوله های آب آشامیدنی،روزانه هزاران لیتر آب را به هدر میدهند.

اینجا زمین ورزش برای جوانانش ندارد.

اینجا مدتهاست تلفن روستا قطع شده است

.

.

.

اما داشته هایش به نداشته هایش می ارزد.

اینجا گرمای عشق و محبت موج میزند.

اینجا جوانانش با کمترین امکانات افتخار آفرین شده اند.

اینجا مردمانش به پاکی و صداقت معروفند.

آری اینجا حصاروئیه است. 

کلاک کشو

با دیدن این عکس لبخند ملیحی برلبانمان نقش می بندد، یادش بخیر چه روزهها و دورانی را با کلاک کشو گذراندیم.چقدر گنجشک و کلاغ شکار کردیم.چه همه مسابقه نشانه گیری می گذاشتیم و به قوطی ها و شیشه ها سنگ می زدیم و می شکستیم. آری کلاک کشو،دوشاخ،تیر کمون،... با هر اسمی که آن را می شناسید و با آن خاطره دارید.

هرکسی برایش اسمی گذاشته بود،اما آنچه رایج بود و عامیانه گفته می شد کلاک کشو بود. کلاک به دو شاخه چوبی آن گفته می شد و کشو منظور همان لاستیک های نازک و بلندی هستند که بخاطر کش آمدنشان به آنها کشو می گفتند و از روی دو شاخه چوبی به تکه چرم کوچک و باریکی وصل می شوند که به آن همانه(فتح ه) می گویند .بچه های آنروز برای درست کردن کلاک کشو شور و هیجان خاصی داشتند. در بین شاخه های درختان بدنبال بهترین دو شاخه ها و برای لاستیک های آن به دنبال تیوپ دوچرخه بودند، چرا که لاستیکهای تیوپ دوچرخه بیشتر کش می آورند.برای همانه که مکان گذاشتن سنگ است از تکه چرمی استفاده می کردند و کلی در اندازه ابهاد آن دقت و سلیقه بخرج می دادند.خلاصه بعد از کلی زحمت و تلاش بالاخره کلا کشو آماده میشد.

حالا بچه ها دسته جمعی در کوچه ها و صحرا بدنبال شکار گنجشک ها می رفتند. گاهی گداری هم اجسامی چون انواع قوطی و شیشه را به عنوان نشانه انتخاب می کردند و قدرت یکدیگر را در نشانه گیری و زدن به هدف به رخ یکدیگر می کشیدند. گاهی اوقات هم به یکدیگر نیش و کنایه هایی می زدند و از کلاک کشو یکدیگر عیب و ایراد می گرفتند که "مال تو لاستیکش مرده است و یا دو شاخه اش کج است و از تو همانه اش بدردنخور  است و ...." خلاصه از کلاک کشو یکدیگر کلی عیب و ایراد می گرفتند  و گاهی اوقات هم ای بحث و جدل ها به دعوا و سر و صدا ختم می شد.اما همه اینها هیجانات و شور شعف دوران نوجوانی و جوانی بود. و ساعاتی بعد همگی در فضای دوران جوانی و نوجوانی همه چیز را فراموش می کردند و با هم صمیمی بودند.

حالا دیگر خبری از آن همه شور و نشاط نیست ،دیگر خبری از آنهمه تحرک و شیطنت نیست،حالا دیگر بازی های کامپیوتری جایگزین بازی های زمان قدیم شده است. ساعتها سکوت و سکون در مقابل مونیتور کامپیوتر،جایی که قدرت فکر کردن را هم از شما می گیرد،ساعتها بی تحرکی همراه با خوراکی های مضری همچون چیپس و پفک، باعث چاقی و تنبلی جسم و بروز انواع و اقسام بیماری ها می شود. بیماری هایی که بسیاری از آنها را می توان در جامعه امروز بیش از گذشته دید. پایین آمدن سن سکته و فشار خون در جامعه یک از مهمترین دلیل بی تحرکی افراد است. امیدواریم که در کنار تکنولوژی ورزش را هم فراموش نکنیم چرا که عقل سالم در بدن سالم است.
به امید روزهایی با نشاط و دوست داشتنی

رویش جو و یونجه


   

  
photos :Hosein Allahdini

1 2 3 4 5 ... 20 >>